- دوستای خیالی سولین روز به روز پررنگتر و محسوستر میشن. گاهی وقتام مثل امروز دوستای واقعیشو در نظرش میاره و تا مدتها باهاشون هست. دستشونو محکم میگیره اینو از مشت بستهی خودش میفهمم. بعد باهاشون حرف میزنه، غذا میخوره، بازی میکنه، میرقصه، سوار ماشین میشه و با ما میآرتشون خرید و....
- یکی از همکارهای سانلی که اهل چک هست، برای سولین از اونجا عروسک و یه دیویدی موشکور محبوب قلوب آورده. مولهچه(موشکور به هلندی) از همین امشب کنار خرگوش تو بغل سولین خوابیده. سر شب سولین سراغ موش دوست مولچه رو میگرفت.
- تو هر کاری که میکنیم دوست داره کمکمون کنه. امروز خونه رو جارو برقی میکشیدم با اینکه از صداش خوشش نمیآد اومد و سر جارو رو گرفت و گفت منم جارو بکشم. یه جاهایی رو گذاشتم خودش تنهایی جارو کنه.
- لیست خرید درست میکنه مثل من و با خودش میاره سوپر مارکت. تازگی از حافظهش هم کمک میگیره. چند روز پیش بهش گفتم سولین باید بریم سوپرمارکت نرمکننده و شیر بخریم. رفتیم از خونه بیرون. اول رفتیم بانک بعد داروخانه و دست آخر سوپر مارکت. چرخخرید بچهها رو برداشت، صاف رفت سمت شیرها. بعدهم گفت:حالا نوبت نرم کنندهس.
- رفته بودیم برای الا دوست سولین کادو بگیریم. لابهلای قفسههای اسباببازی میگشتیم و من از سولین میخواستم یه چیزی که الا دوست داره پیدا کنه. یهو چشمش افتاد به یه پازل کیکانینشن شخصیت کارتونی آلمانی محبوبش. با ذوق نشونم داد. خوشم اومد. تشویقش کردم. گفتم برای سولین هم کادو کیکانینشن بگیریم؟ برخلاف انتظارم و علیرغم همه علاقهای که بهش داشت گفت: نه! سولین هیچی نمیخواد! بعدتر رفتیم بهجاش براش ستارههای محبوبش رو گرفتیم. منم تو آمازون سفارش دیویدی و عروسک کیکانینشن رو دادم. که رسیدنش همزمان شد با رسیدن مولچه. اینه که فعلا کیکانینشن رفته تو پستو تا به موقع بپره تو بغل سولین!
پنجشنبه ۵ ژانویهٔ ۲۰۱۲
منم کمک کنم
اشتراک در:
نظرات پيام (Atom)
0 پیغام:
ارسال يک نظر