دوشنبه ۵ سپتامبر ۲۰۱۱

عبارات شیرین


  • سانلی داره با ریش‌تراش ریش می‌زنه: سولین با تعجب نگاهش می‌کنه و می‌گه: بابا داره صورتشو جاروبرقی می‌کشه.
  • ماش‌ماشوری: ماشین لباسشویی
  • Even Borjo!: به مویی که بسته شده باشه می‌گه بورجو( بابت اسم یکی از کمک مربی‌های مهدکودک سابقش تو آمستردام  که اسمش بورجو بود و همیشه موهاشو بالا سرش می‌بست، اسم این مدل رو کلا گذاشته بورجو.)
  • Eve ding dongen!: به روش هلندی‌ها اسم‌هاشو با یه ای ان تهشون گذاشتن به فعل تبدیل می‌کنه! به عروسکی که دمشو می‌کشی دینگ دانگ آهنگ می‌زنه می‌گه دینگ دانگ. بعد هر وقت که می‌خواد دمشو بکشه توضیح می‌ده : Even ding donge! بذار صدای دینگ دانگشو در بیارم
  • عروسکش رو گذاشته توی کالسکه‌ش و اومده دم در خونه کنار دست سانلی که مشغول تعمیر دوچرخه‌است. یه‌کم دور و برشو نگاه می‌کنه و کالسکه رو هل می‌ده به سمت پیاده‌رو و می‌گه: من رفتم خرید. داخ! پشت‌سرش راه می‌افتم که هم حواسم بهش باشه و هم از مراوداتش با عروسک تو کالسکه لذت ببرم. دستشو می‌بره تو جیب خیالیش و یه کوکیه برای عروسکش درمی‌آره و بهش می‌ده. بعدهم بهش می‌گه: می‌ریم خرید! صبر کن بای د کاسا(صبر کن سر صندوق حساب کنیم!)
  • به رنگهای قرمز و آبی روی شیرآب روشویی اشاره می‌کنه و می‌گه: قرمز داغه، آبی سرده.
  • صبحی موهای سرش رو برای اولین بار از پشت سرش بستم. همینطور که براش می‌بستم بهش گفتم ماما برای سولین بورجو می‌کنه. بعد که بستم بهش گفتم برو تو آینه نگاه کن. رفت وایستاد تو آینه و دستی به سرش کشید می‌دید موهاش جمع شده ولی بورجو طبق معمول بالای سرش نبود. با تعجب به من نگاه کرد و گفت: بورجو کو؟

2 پیغام:

سارا گفت...

خیلییییییییییییییی با حال بود کلی ذوق کردم.

ناشناس گفت...

قضیه جارو برقیش خیلی با نمک بوود